تبليغاتX

کوچول موچولو
خدایا بد جوری دلم گرفته کمکم کن


تو تنها امیدی هستی
که دست در حلقه نیازت
اویخته و رحمتت را تمنا
میکنم .


» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» موتور جستجو برای افراد مشهور
» ...
» مهربانم
» کودک که بودم
» ای فرشته
» دوستت دارم
» زیبا و مهربان
» ...
» در عاطفه ترین خاطرات خیالم
» دلم گرفته
» منو ببخش

... یکشنبه 1 آذر1388

حتما تا حالا اينو شنيديد كه ما حق نداریم آدمها رو نا امید کنیم، وقتی ناراحتی ناراحتیتو واسه خودت نگه دار وقتی خوشحالی به دیگران نشون بده!!

چيزي كه تو اين دنيا كمه اميد و خوشحاليه!!!

چند وقته يه بغض تو گلوم گير كرده و خيلي سعي ميكنم كسي متوجه نشه

بعضي افراد فقط تو رو مي بينن كه مي خندي و و از دلت كه گريانه خبر ندارند

امروز يه اتفاقي افتاد كه  يهو از دست يكي ناراحت شدم و يه كاري كردم كه بعد از كار خودم ناراحت شدم

 

اينا رو گفتم كه اينو بگم

چه  سخته خندان نگه داشتنه لب ها هنگام گريستن قلبها

 


مهربانم دوشنبه 25 آبان1388

 

  مهربانم، ای یار، یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که دنیایش را،

همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده

و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد....

مهربانم، ای خوب!

یک نفر هست که با تو

تک و تنها، با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور!

پر احساس و خیال است و سرور!

مهربانم، ای یار، یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی…

عاطي كوچول موچولو


کودک که بودم چهارشنبه 6 آبان1388

 یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش ، هفت ، هشت ، نه ، ده

کودک که بودم ،

همه ی اعداد همین ها بودند .

وقتی مادرم از من سؤال می کرد مرا چند تا دوست داری

در حالیکه می خندیدم ، انگشتانِ هر دو دستم را باز می کردم و فریاد می زدم

ده تا .........

و مادرم مرا در آغوش می کشید و می بوسید .

و ده

تمامِ دوست داشتنم بود ......

ولی حالا

اگر مادرم از من سؤال کند مرا چند تا دوست داری

حتماً خواهم گفت :

بی نهایت ......

اما

بی نهایت .... تمامِ .... دوست داشتنم .... نیست ....

 عاطي

من دنيا رو به خاطر خدايش

خدايي كه تو را خلق كرد دوست دارم

 


ای فرشته سه شنبه 28 مهر1388

خدايا !

فقط با آواز فرشتگان عاطیتوست

كه در اين هياهوي بيهوده روزگار

جانم آرام و آسوده ميشود.

بخوان برايم اي فرشته

با نگاهت

كه ترانه آن از سرود لبهاي آتشينت

بلندتر و پرطنين تر است.

بخوان كه دلم بسيار گرفته است

به اندازه همه زمين

و به وسعت زيبايي آسماني تو 

تقديم به عاطي

روز دختر رو بهتعاطی تبریک میگم


دوستت دارم چهارشنبه 15 مهر1388

 

یک روز کسی بهت گفت که دوسِت دارم

 

توسعی نکن بهش بگی دوسش داری

 

اگه گفت عاشقته ، سعی نکن عاشقش باشی

 

اگه بهت گفت همه زندگیش تویی

 

سعی نکن همه زندگیت باشه ،

 

چون یک روز میاد و بهت میگه که ازت متنفرم

 

اونوقت تو نمی تونی ازش متنفر باشی

 

 

حال من دست خودم نيست

 

ديگه آروم نمي گيرم

 

دلم از كسي گرفته كه مي خوام براش بميرم


زیبا و مهربان یکشنبه 12 مهر1388

بار اول که لحظه اي در کنار من  درخشيد

سرشار از شادماني و عاطفه عاطي بود 

 تجسمي دوست داشتني ...

و هنوز روح من

از نور ان فرشته ارام و روشن 

و دستهاي کوچک من گرم و بي قرار .

نه ...

تو ارزش بيش از ان را داري که با يک فرشته مقايسه ات کنند .

تمام زيبايي ها و مهرباني ها در وجود توست .

تو هم اشک وهم محبت غير قابل توصيف  داري .

تقديم به عاطي

عاطي

اگر در جاده رویاهایت گام بر می داری استوار باش

 خداوند شب هنگام اشک هایت را از گونه ات خواهد زدود!


... شنبه 11 مهر1388

اتل متل یه مورچه

 تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

قدم می زد تو کوچه

 

اومد یه کفش ولگرد

 

پای اونو لگد کرد

 

مورچه پا شکسته

 

راه نمی ره نشسته

 

با برگی پاشو بسته

 

نمی تونه کار کنه

 

دونه هارو بار کنه

 

تو لونه انبار کنه

 

مورچه جونم تو ماهی

 

عیب نداره سیاهی

 


 
خوب بشه پات الهی ...

 


در عاطفه ترین خاطرات خیالم پنجشنبه 9 مهر1388

 قدم زنان سوي شهري بي نام ، سوي دياري از جنس غربت ، از جنس باران 

 

، سوي شهري كه فقط نام شهر روي آن باشد و من با شم و بازخودم و

تنهايي

 

شهري كه در خيالم ساخته ام شهر عاطفه هاست ،

 عاطی

پر از خيابان هاي تنهايي ، آري از بي وفايي و بدون ساختمان هاي جدايي ،

 

شهر من هميشه خلوت است و پر از سكوت و عاشقانه هاي رو به فردايي،

 

درست است كه احساسي كه دارم فقط تو خواب و خيال است ، ولي همين

 

خيال هم بهتر از تصور كشوري پر از شهرهاي جدايي و ديارهاي   بي وفايي

 

است، ديگر حتي محله ها و كوچه هاي عاشقي هم روي نقشه ي

 

شهرهايش برق نمي زند ، همه ي پلاكهايش سرخ بي وفايي شده اند ،

 

شهري كه من ساخته ام پلاكهايش سبز بي قراريست ، در خيابان تنهاييش

 

سر چهارراه رفاقت هرگز چراغ سرخ جدايي روشن نمي شود ، هميشه

 

سبز رسيدن است و با وفاييست .

 

شهر من شهر عاطفه هاست ،

 

 شهري پر از خيال هاي ناب ، پرواز خاطره هاست

 

 

 مهم نيست طلوع است يا غروب

مهم اين است كه پنجره لبخند مي زند...


دلم گرفته یکشنبه 5 مهر1388

 نمیدونم چرا همیشه اکثر آدما در برخورد اول با من ، من رو آدمی از خود راضی و مغرور می بینن. این رو بارها و بارها از زبون نزدیکترین دوستان و همراهانم شنیدم.

 ولی هیچوقت ناراحت نشدم(يه كم شدم). ناراحت نمیشم چون همه اونایی که یه روزی من رو خودخواه فرض ميكنن مي فهمن اشتباه میکردن. و اینکه اونا متوجه اشتباهشون  ميشن من رو خوشحال میکنه. دلم نمیخواد این خوشحالی رو بخاطر ناراحتی اولش از دست بدم... تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 شايد من از مواضع بالا نگاه ميكنم. من از موضع بالا نگاه کردن رو از خودخواهی جدا میکنم و میذارم رو طاقچه مقدس رفتارهای زیبا، کنار غرور قشنگی.

 از موضع بالا نگاه میکنم در کنار تمام احترامی که واسه همه کس  قائلم. همه قابل احترامن چون به قول یه دوست قدیمی  روز تولدشون خدا بهشون نگاه کرده... و نمیذارم با خودخواهی آلوده بشه

 جرا که هنوز خیلی ها هستن که بزرگتر و بلندتر از من نگاه میکنن ... نگاه میکنن به من اونهم از موضعی بالاتر... پس به جای خودخواهی باید تلاش کرد تا به جایگاه اونا رسید... اما چیزی که مهمه اینه که نباید سعی کرد موضع بالا رو در ذهن دیگران ساخت. بلکه باید اجازه داد که آدمها خودشون با توجه به رفتارهای تو- رفتارهای صادقانه تو و نه تظاهر تو- جایگاهت رو تو ذهن خودشون بالا ببرن... باید همونی باشی که فکر میکنی... اونوقت اگر در ذهن کسی بالا رفتی باید بدونی که لیاقت قرار گرفتن در موضع بالا رو داری..

عاطی

امشب خیلی دلم گرفته

 


منو ببخش چهارشنبه 1 مهر1388

خدا منو ببخشه ...     

خدا منو ببخشه اگه دلي شكوندم

اگه يه روز يه وقتي ، سر قولي نمومدم

من كسي رو يه وقتي اگه تنها گذاشتم

اگه يه روز دلي رو من زير پا گذاشتم

خدامنو ببخشه اگه رو كوله باري

غصه اي رو گذاشتم از خود به يادگاري

اگه يه روز نديدم تو صورتي يه فرياد

اگه دلم دلي رو نخواسته داده بر باد

خدا منو ببخشه اگه نشنيدم آهي

نديده من گرفتم حرفي رو تو نگاهي

اگه توسط من ، كشته شد آرزويی

نشنيده من گرفتم حرفي رو توگلويي

 

 

تقديم به عاطي

 

نمی دانم من کدام امید را نا امید کرده ام و کدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین دلتنگم ؟؟؟

 

 


مرا محرم مهربانی ات کن یکشنبه 29 شهریور1388

http://i38.tinypic.com/i2kewy.jpg

 

 آرزو مي كنم مي توانستم

 به تو نشان دهم كه ياد تو در من

 تا چه اندازه شيرين است

 

و تا چه اندازه اي دوست دارم

 كه تو را دوست بدارم

 حتي اگر بارها حالت را بپرسم و جوابم رو ندهي

 

 حتي اگر به چشمان خيسم بخندي حتي اگر دلت سنگ باشد

با اينکه ميدانم در دلت يک دنيا محبت عاطی است

اكنون چشمهايم را مي بندم چهره ام را به سوي ديوار خواهم گرداند

 

و فكر خواهم كرد

 و فكر خواهم كرد

 و به تو فكر خواهم كرد...

 

و آنگاه كه، به تو فكر ميكنم،

 زندگاني بهتر، رفيع تر و زيبا تر  است

 تو مرا ياري داده اي

 

 تو در كارم مرا ياري داده اي

مردم هميشه در آرزوي

ديدار كسي هستند كه

 

به آنها ياري رساند

تا بهترين(( من)) درون خود را كشف كنند

تا درون پنهان خود را باز يابند

 

و در جستجوي بهترين خود باشند

 و تو براي من بهترين هستيعاطی

مرا محرم مهربانی ات کن

 

عاطی

 

پ.ن. راستی این عید رو بهت تبریک میگم امیدوارم هر جا هستی شاد باشیعاطی

 


خار خندید و به گل گفت سلام! چهارشنبه 25 شهریور1388

غنچه از خواب پرید    

 

     و گلی تازه به دنیا آمد

  

                       خار خندید و به گل گفت سلام!

                                       ولي جوابی نشنید!!!

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

                   

خار رنجید ولی هیچ نگفتتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

ساعتی چند گذشت

  

                 گل چه زیبا شده بود

 

                                 دست بی رحمی آمد نزدیک

  

                گل سراسیمه ز وحشت افسرد

 

لیک آن خار در آن دست خلید!!           و گل از مرگ رهید

 

 

عاطی

خدا ابرها را به گريه می اندازه که گلها بخندند پس هر وقت گريه کردم
 ناراحت نيستم چون می دونم تو داری می خندی .
 


خدای مهربانم دوستت دارم یکشنبه 22 شهریور1388

چقدر سخته  وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی.

چقدر سخته وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی .

چقدر سخته تو قلبت باشه و با ضربانهای قلبت همیشه تو قلبت بیدارش نگه داری و همیشه باهات بمونه و باشه ولي ولي...

وقتی فریاد می زنی و کسی صدات رو نمی شنود .

چقدر سخته چشمهات آبی باشن ولی همه چیزو سیاه ببینی

خيلي سخته خيلي سخته...

آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی

و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که:

« ای خدای مهربانم دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی

ماند.

عروسك هاي فرزانه خانم

 از من نپرس كه اشكهايم را براي چه به پروانه ها هديه مي دهم

همه مي دانند كه دوري از تو روحم را مي آزارد

تو خود پروانه ها را به من سپردي كه مهمان لحظه هاي بي كسي ام باشند


»
» ----------
» فریاد کتابدار
» دختري از جنس باران
» 2قطره اشك
» شب بلورين
» پرستوهاي عاشق
» جام غم
» دختر پاييز
» عسل
» for love
» دختر مشرقي
» دایره خیانت
» genres
» عشق سرزده
» پسر عاشق
» خاطرات يك عاقد
» شقايق هاي عاشق
» اهدای اعضا
» کل کل هواداران پرسپولیس با استقلال
» قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme